تبلیغات
عاشقانه شعر عکس ورزشی علمی اس ام اس مقاله - روح
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

عاشقانه شعر عکس ورزشی علمی اس ام اس مقاله
 

عشق حقیقی ست مجازی نگیر
این دم شیر است به بازی نگیر
 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389 توسط ح. ص
.استوارترین نظریه در تفسیر «روح »

به نظر نگارنده، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان، استوارترین و منسجم ترین نظریه را در مورد روح ارایه کرده اند که خلاصه آن را در پی می آوریم:
7.1.معنای روح

علامه می نویسد: مردم چه در گذشته و چه در حال، با همه اختلاف شدیدی که در باره حقیقت روح دارند، در این معنا هیچ اختلافی ندارند که از کلمه روح یک معنا می فهمند و آن عبارت است از چیزی که مایه حیات است; حیاتی که عامل شعور و اراده است.و در قرآن نیز همین معنا مراد است. (46)

روح از نظر ایشان «کلمه حیات است که خداوند به اشیاء القا می کند و آنها را با مشیت خود زنده می سازد» . (47)
7.2.حقیقت روح

علامه می نویسد: «آنچه از کلام خداوند بدست می آید این است که روح مخلوقی از مخلوقات خداوند است و حقیقت واحدی است که دارای مراتب و درجات مختلف است; درجه ای از آن در حیوان و انسان های غیر مؤمن است، درجه ای از آن در انسان های مؤمن است، درجه ای از آن روحی است که با آن، انبیا و رسولان تایید می شوند» . (48)
7.3.مصادیق روح در قرآن و ارتباط بین آنها

نباید پنداشت که چون روح حقیقت واحد است پس مصداق واحد دارد، بلکه روح مانند «نور» حقیقت واحد دارای مراتب است، لذا می تواند در عین وحدت، مصداق های مختلف داشته باشد.علامه طباطبایی ضمن اذعان به اینکه روح در قرآن در موارد مختلف و مصادیق متفاوت به کار رفته و همه جا به یک معنا نیست، (49) معتقد است در همه موارد به معنای حقیقی به کار رفته است.از کلام ایشان استفاده می شود که به طور کلی دو نوع مصداق برای روح قایل است; روح مطلق و روح مقید.روح مقید نیز دارای مصادیقی است مانند روح انسان، روح فرشته و...

توضیح آنکه، آیات روح را می توان به دو دسته تقسیم کرد; یکی آیاتی که روح در آنها به طور مطلق آمده است مانند «یوم یقوم الروح و الملائکة » ، «تنزل الملائکة و الروح » و «تعرج الملائکة و الروح...» و دیگری آیاتی که در آنها روح به صورت مقید و مضاف آمده است مانند «روح الامین » ، «روح القدس » ، «روحی » ، «روحنا» ، «روح منه » ایشان در مورد آیات دسته اول می فرماید: «از این آیات اجمالا فهیمده می شود که روح موجودی مستقل، دارای حیات و علم و قدرت است و از نوع صفات و احوال قائم به اشیاء نیست » . (50)

این روح غیر از ملائکه است. (51) و اما در مورد دسته دوم باید گفت که در آن موارد، مرتبه ای از روح در انسان یا فرشته بوجود می آید که آن نیز حقیقتی است وجودی و منشا آثار، اما باید توجه داشت که مطلق غیر از مقید است. (52)

علامه نسبت بین روح مقید و روح مطلق را نسبت «افاضه به مفیض » و سایه به صاحب سایه می داند. (53) ایشان تصریح می کنند که روح موجود در نباتات، روح دمیده شده در انسان، روح تایید کننده مؤمن، روح تایید کننده پیامبران، روح متعلق به فرشتگان همگی از افاضه های روح مطلق است. (54)

باید توجه داشت که هر مرتبه ای از روح دارای آثاری متفاوت با مرتبه دیگر است، علامه در تفسیر آیه «و ایدهم بروح منه » می نویسد: «ظاهر آیه این معنا را افاده می کند که در مؤمنین به غیر از روح بشریت که در مؤمن و کافر هست، روحی دیگر وجود دارد که از آن حیاتی دیگر ناشی می شود و قدرتی و شعوری جدید می آورد و به همین معناست که آیه «او من کان میتا فاحییناه..» . (55) و نیز آیه «من عمل صالحا...فلنحیینه حیوة طیبة » (56) به آن اشاره دارد» . (57)

شایان ذکر است که در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: «ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها; روح مؤمن به روح خدا پیوسته تر است از پیوستگی پرتو آفتاب به خورشید» . (58)

روح الهی می تواند چنان در انسان تجلی یابد که او با دم خود مرده ای را زنده کند و هیکل گلین پرنده ای را به پرنده واقعی تبدیل کند.در میان پیامبران الهی، عیسی علیه السلام ارتباط خاصی با روح مطلق داشته است.علامه طباطبایی در این باره می نویسد: «تایید به روح القدس اختصاص به عیسی بن مریم علیه السلام ندارد، بلکه بین همه رسولان مشترک است و لیکن در خصوص عیسی علیه السلام به نحوی خاص است، چون تمامی آیات بینات آنجناب از قبیل زنده کردن مرده با دمیدن، مرغ آفریدن، بهبودی دادن به پیسی و کوری و از غیب خبر دادن، اموری بوده که متکی بر حیات و ترشحی از روح است » (59) و «ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای سخن گفتن با مردم در گهواره آماده ساخته است » . (60)
7.4.ارتباط روح با جبرئیل و وحی

علامه طباطبایی کاربرد روح در آیاتی مانند «اوحینا الیک روحا من امرنا» ، «ینزل الملائکة بالروح » و «یلقی الروح علی من یشاء من عباده » را مجازی نمی داند. ایشان در ذیل آیه 2 سوره نحل می نویسد: «کسانی که گفته اند روح در آیه به معنای وحی است یا به معنای قرآن است و یا به معنای نبوت است، از نظر نتیجه، خالی از وجه نیست، یعنی نتیجه نزول ملائکه و القای روح در پیامبر، وحی و نبوت است، اما اگر مرادش این است که وحی و نبوت به اشتراک لفظی یا به مجاز، «روح » نامیده شده (با این توجیه که وحی و قرآن دلها را زنده می کند همان طور که حیات بدنها به روح است) این نظر صحیح نیست، برای اینکه ما مکرر گفته ایم طریق تشخیص مصادیق کلمات قرآنی، رجوع به سایر موارد قرآن است، مواردی که صلاحیت تفسیر دارند، نه رجوع به عرف و آنچه عرف مصادیق الفاظ می داند» . (61)

از نظر ایشان القای روح به پیامبران به معنای ایجاد نحوه ای از وجود متعالی است، به عبارت دیگر، در جریان القای روح، روح پیامبر با درجه ای اعلی از روح الهی اتحاد پیدا می کند.این اتحاد با روح قدسی است که زمینه تعلیم وحی را فراهم می کند.در این باره می فرماید: «خداوند فرشتگان را نازل می کند تا روح را بر قلب پیامبر صلی الله علیه وآله القا کند تا بدین وسیله معارف الهی بر او افاضه شود» . (62) اما اینکه خداوند در آیه 52 شوری القای روح را «ایحاء روح » نامیده (اوحینا الیک روحا...) دلیلش این است که روح کلمه حیات است، پس بر این مبنا می توان القای کلمه حیات به قلب پیامبر صلی الله علیه وآله را وحی آن به پیامبر نامید. (63)

از کلام علامه استفاده می شود که ایشان فرایند نزول فرشتگان و القای روح را این گونه تفسیر می کنند که فرشتگان نیز صاحب روح هستند. (64) آنها نازل می شوند تا با روح قدسی خود، در جان پیامبر حیاتی دیگر ایجاد کنند تا مستعد پذیرش معارف الهی شود. (65) وجه تسمیه جبرئیل به روح نیز به این است که او حامل روح الهی است. جبرئیل روح القدس را بر قلب پیامبر نازل می کند و این روح نازل شده حامل قرآن است. (66)

توضیح اینکه علامه معتقدند یکی از موارد افاضه روح مطلق، روحی است که در فرشتگان است.فرشتگان نیز همانند انسان مورد افاضه روح هستند.علت آنکه از این افاضه به نفخ روح تعبیر نشده، آن است که آنها با همه اختلافی که در قرب و بعد از پروردگار دارند، روح محضند و از کدورتهای عالم ماده منزه هستند. (67)
7.5.تقسیم بندی موارد روح در قرآن

از مجموع مباحثی که علامه در ذیل آیات مربوط به روح دارند می توان استفاده کرد که مراد از روح در آیات قرآن، یکی از موارد زیر است:

1) روح مطلق که مبدء حیات است.روح در آیات سوره های قدر، معارج و نبا از این قبیل است.

2) روح مقید که در واقع مرتبه ای نازل شده از روح مطلق است که در موجودات اعم از نباتات، حیوانات، انسان ها و فرشتگان ظهور و بروز می یابد و مراتب هر یک با دیگری فرق دارد، حتی در انسان ها با مراتب مختلف تجلی می یابد.روح در اکثر آیات ناظر به این مورد است.

3) مطلق روح که امری کلی است و منطبق بر هر دو نوع مصداق است.به نظر ایشان مراد از روح در آیه «یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی » (68) ، نه روح مطلق و نه روح مقید است و مصداق خاصی را در نظر ندارد، بلکه سؤال از حقیقت روح است که این حقیقت در همه مصادیق وجود دارد.ایشان می فرماید: «ان السؤال انما عن حقیقة مطلق الروح الوارد فی کلامه سبحانه، و ان الجواب مشتمل علی بیان حقیقة الروح و انه من سنخ الامر» (69)
8.نتیجه

با توجه به آنچه یاد شد، بر نکات ذیل به عنوان بخشی از نتایج این بحث تاکید می کنیم.

الف - هم در قرآن و هم در تورات و انجیل از روح به عنوان موجودی که منشا حیات است نام برده شده است.حیاتی که ابتدایی ترین مرحله آن در گیاهان و حیوانات و بالاترین و پاکیزه ترین مرتبه آن در فرشتگان و بویژه فرشته وحی است تا جایی که «روح القدس » نام گرفته است.

ب - انسان از نظر حیات و آثار آن که شعور و قدرت است موجودی دارای مراتب است و با ایمان و عمل صالح می تواند درجات حیات طیب را که نتیجه تایید روح است، یکی پس از دیگری طی کند.مولانا این معنا را نیکو سروده است:

از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم ز حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حمله دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملایک پر و سر

وز ملک هم بایدم جستن ز جو کل شی ء هالک الا وجهه

بار دیگر از ملک قربان شوم آنچ اندر وهم نآید آن شوم (70)

ج - با تفسیر علامه طباطبایی از روح، پدیده وحی چهره ای بسیار عمیق تر از آنچه که در کلام دیگر مفسران آمده پیدا می کند.طبق این نظر، وحی صرفا آموزش الفاظ و معانی آیات نیست، بلکه آنچه در وحی اتفاق می افتد نزول یک حقیقت وجودی متعالی به نام روح القدس بر قلب پیامبر است که وحی نیز از آثار این نزول است، از اینجاست که می توان نزول روح القدس بر قلب پیامبران را عاملی مهم در عصمت پیامبران قلمداد کرد.

والله اعلم بحقایق الامور
  



طبقه بندی: مقاله، 
برچسب ها: روح،  
دنبالک ها: پایگاه حوزه،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


Page Rank Check